تفریح پاییزی....
یه هوای گرم پاییزی با دخملی ...هوس پارک کردبود وبابایی بردش پارک...
عروسک یه نی نی و ور داشتی و نمی دادی.....
یه سرخوردن باحال واسه عسل بود...
وروجکم از شوق سریع میخواست فقط بشینه از بس عجله میکرد این طوری میشست...
عسلی منتظر سر خوردن دوستشه....
شیطون عروسک یه کوچلو وگرفتی وفرار کردی....
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان